از ابراز لطف و محبت شما در طی این چند روز گذشته بسیار سپاسگزارم. انعکاس این همایش و محبت همگی شما عزیزان بهترین هدیه و مزد کار من بوده. از همه شما که به من کمک کردید باز هم تشکر می کنم.
ایمیل های زیادی دریافت کردم که گزارش تصویری گویا نیوز در ایران قابل دیدن نیست و همچنین عکس های گزارش شهروند. من به توصیه " گدا و فقیر "عزیز ( که امیدوارم به زودی پولدار شود! شوخی ) عکس ها را دوباره آپلود کردم و در وبلاگم گذاشتم امیدوارم که الان قابل دیدن باشند.
لطفا هم میهنان در ایران به من اطلاع دهید که آیا عکس ها قابل دیدن هستند یا نه؟
لینک گفتگوی فرشید خدادادیان به همراه من در استودیو رادیو زمانه:
http://radiozamaaneh.com/special/2008/05/post_562.html
برای کسانی که دسترسی به سایت زمانه ندارند در زیر کپی می کنم:
گفتوگو با اختر قاسمی و فرشید خدادادیان
مسجد سلیمانیها به مسجد سلیمان کمک کنند
کبری قاسمی
kobra@radiozamaneh.com
بیست و ششم ماه می 2008 روزی بود که صد سال از پیدایش نفت در ایران و خاورمیانه گذشت. پیش از این گزارشهای رادیو زمانه را در مورد همایش «صد سالگی نفت در مسجد سلیمان» که در آلمان برگزار شد، شنیدهاید و خواندهاید. این همایش با استقبال کارشناسان و متخصصان مختلف در زمینه تاریخ، فرهنگ و حتی نفت روبهرو شد.
فرشید خدادادیان، پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه در ایران است برای سخنرانی با موضوع «مسجد سلیمان دیروز، امروز و فردا» در این همایش شرکت کرد. خدادادیان در مورد چشم انداز گردشگری نفت در مسجد سلیمان مقالهای ارائه کرد که با استقبال روبهرو شد.
اختر قاسمی، برگزار کننده همایش «صد سالگی نفت در مسجد سلیمان» همراه با خدادادیان در استودیوی رادیو زمانه حضور پیدا کردند. با آنها درباره شهر مسجد سلیمان و اینکه چگونه میتوان به آبادانی این شهر کمک کرد، گفتوگو کردم.

فرشید خدادادیان، استاد دانشگاه و سخنران همایش «صد سالگی نفت در مسجد سلیمان»
خدادادیان: مشکلی که الان مسجد سلیمان دارد، بن بست ارتباطی آن است. این مساله یکی از اولویتهای کاری دولت ایران است که روی آن کار میکند. هم اکنون مسیری را از سمت مسجد سلیمان به استان چهار محال و بختیاری میکشند که این شهر قدیمی را از این بن بستی که الان دچارش شده، نجات بدهند.
تمام مشکلاتی که در مسجد سلیمان وجود دارد، در عین حال خودشان زمینههایی هستند برای کار اقتصادی و تلاش برای بر طرف کردن تمام مشکلات آنجا. یعنی میتواند هر کدامشان یک سرفصل کاری باشد.
کارشناسان اقتصادی باید آنجا بیایند و فضا، پتانسیلها و ظرفیتها را ببینند. من مطمئن هستم که آنها از مسجد سلیمان استقبال میکنند. در ایران هیچکس با ساختن مسجد سلیمان نمیتواند مخالف باشد.
بعضی از همشهریهای من متاسفانه دچار توهمی هستند. به واسطه آنچه بر این شهر گذشته، به واسطه فعالیتهایی که تحت عنوان فعالیتهای سیاسی بوده و اتفاقهای سیاسی که آنجا افتاده، بعضا مسجد سلیمان را محکوم میکنند به محرومیت از تواناییها و امکانات. اما من چنین فکر نمیکنم. بهشت را به بها میدهند نه به بهانه.
البته طبیعی است بخشی از مشکلات شهر خیلی اساسی است و از عهده مردم خارج است و وظیفه مسئولان است که به آن برسند. مسجد سلیمان باید در وهله اول از این بن بست بیرون بیاید. باید با سایر مناطق کشور ارتباط پیدا کند. اینها مسایل مهمی است که فقط از عهده مسئولان برمیآید. ولی وظیفه خود مردم چیست؟
خدادادیان: حقیقت این است که قبل از هر چیز باید یک تعامل بینالمللی به وجود بیاید. مسجد سلیمانیها در جاهای مختلف دنیا پراکنده هستند. مسجد سلیمان درست است که الان به واسطه نبود و کمبود امکانات مشکلات زیادی دارد، اما از حق هم نگذریم که مردم و جوانهایی که امروز در مسجد سلیمان زندگی میکنند با کمترین امکانات دارند تلاش میکنند که آنجا را در حد خودشان زنده نگه دارند.
ایجاد این تعامل بینالمللی میان مسجد سلیمانیها وظیفه دوستانی است که ارتباطات رسانهای دارند. وظیفه کسانی است که میتوانند ارتباطات چند سویه داشته باشند، چه با رسانهها و چه با کسانی که در خارج از ایران و مسجد سلیمان زندگی میکنند.

اختر قاسمی، برگزارکننده همایش
اختر قاسمی: در ادامه حرف آقای خدادادیان چند کلامی دارم. در این مدت برخی حالا یا به شوخی برای من پیام دادند و یا حضوری گفتند که ما در ایران ناسیونالیسم قومهای متفاوت دیده بودیم، ولی «ناسیونالیسم مسجد سلیمان» را ندیده بودیم.
طبیعی است که من شناختی از اردبیل ندارم. طبیعی است که من نمیدانم در تبریز چه میگذرد و یا در بلوچستان چه میگذرد. من در مسجد سلیمان و آن دیار بزرگ شدم و امکانات آن و عدم امکاناتش را میدانم و طبیعی است که یک رابطه عاطفی هم با آن محیطی که در آن بزرگ شدم، دارم. من از جایی که هستم حرکت میکنم. برای همین است که دلم میگیرد و میخواهم کاری برای آنجا بکنم.
در جواب سوال شما که چه کار باید کرد که این انگیزه را به وجود آورد، یکی از این کارها این است: مسجد سلیمان آدمهایی دارد که دارای سرمایههای بزرگی هستند، اینها بیایند و در مسجد سلیمان سرمایهگذاری کنند. یا حتی ما همت کنیم و یک دانشکده هنر، ادبیات یا تاریخ در مسجد سلیمان بسازیم.
فعلا اقدام اولیه ما تهیه یک وبسایت است که بتوانیم دور هم جمع بشویم و فکر کنیم چه کار میتوانیم بکنیم که از همکاری مسئولان هم استفاده بکنیم و گامهایی برداریم در جهت بهبودی این شهر.
آقای خدادادیان، روندی شروع شده است که ایرانیانی که سالیان زیادی خارج از کشور بودند برگشتند و فکر میکنند میتوانند به کشور یا شهرشان (مسجد سلیمان) خدمتی کنند. شما اطلاعی دارید که کسی از مسجد سلیمانیها این کار را کرده باشد؟
خدادادیان: از مسجد سلیمانیهای مقیم خارج مطمئن نیستم، اما موردی را دیدم و شنیدم در مسجد سلیمان که آقای رستگار که آنجا کارخانه برق و یخ داشتند آن زمان؛ ایشان برگشتند و زحمت کشیدند و آنجا یک مدرسه میسازند. ایشان جزو خیرین مدرسهساز هستند. کسان دیگری هم هستند که دارند برای مسجد سلیمان کارهای دیگری میکنند.
اما یک تفاوتی متاسفانه بین مسجد سلیمان و جاهای دیگر ایران هست. با احترام به تمام کسانی که روزگاری زندگی میکنند و از دنیا میروند، بعضا برخی مسجد سلیمانیها تازه بعد از مرگشان وصیت میکنند آنها را به مسجد سلیمان برگردانند و آنجا آنها را به خاک بسپارند. این خودخواهی است، از این جهت که آدم تا وقتی زنده است باید برای کسی یا شهرش کاری کند. تدفین کردن یک نفر در مسجد سلیمان مشکلی از مسجد سلیمان را حل نمیکند.
اما آدمهایی که تواناییهای اقتصادی دارند و در روزگاری که میتوانند به واسطه این تواناییهای اقتصادی کاری برای مسجد سلیمان بکنند، خیلی بیتفاوت از قضیه میگذرند. اینکه ما باید اسممان و سنگ قبرمان در مسجد سلیمان باشد، یک گورستان آبادی میشود که بعد زندهها دیگر امیدی به زندگی در آن ندارند. گورستانها مرکز تفریح جوانها میشود، چنانکه امروز هست.
اولین چیزی که اینجا در آلمان از من سوال میکردند این بود که مسجد سلیمان هنوز نفت دارد؟ مسجد سلیمان هنوز گاز دارد؟ من برای آنها توضیح میدادم که الان شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مسجد سلیمان از لحاظ حوزه جغرافیایی، نه میزان تولید، گستردهترین شرکت نفت و گاز منطقه جنوب غرب ایران است.
وزارت نفت ایران مناطق نفتخیز جنوب را تقسیم کرده به چند شرکت و شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مسجد سلیمان یکی از این شرکتها است. جالب است بدانید که حوزه فعالیت آن از نزدیکی شهرستان «پل دختر» و تا محدوده شهر «ایذه» میرسد. مسجد سلیمان در یک مسیری بیش از 180 کیلومتر تولید نفت و گاز دارد و خوراک پتروشیمی را میدهد. اینها همه نشان میدهد که آنجا فعالیت صنعت نفت هنوز ادامه دارد و ادامه داشتن این فعالیت باعث شده که تاثیری در زندگی آنها داشته باشد.
تصور کنید اگر همین فعالیت نبود. اگر همین تعداد محدود پرسنل در مسجد سلیمان نبودند و کسانی که غیر مستقیم کارشان باز با نفت گره میخورد، نبودند. آدمهایی که میآیند و ماشینشان را بهصورت استیجاری در شرکت نفت و گاز مسجد سلیمان استخدام میکنند و از قبل فعالیتی که میکنند حقوق میگیرند و این حقوق را خانواده آنها مصرف میکند، بدون اینکه شرکت نفتی باشد. فروشگاههایی که سفارش میگیرند از شرکت نفت و گاز مسجد سلیمان و آن سفارشها را تامین میکنند و در قبال آن پول میگیرند و این پول در مسجد سلیمان خرج میشود.
دانشگاه آزاد، دانشگاههای خیلی خوبی در خوزستان است که الان در مسجد سلیمان دارد کار میکند، با پرسنلی که مسجد سلیمانی هستند و تمام عشق و علاقه آنها این است که برای مسجد سلیمان کار کنند.
در مسایل کلانتر مثلا نقش بختیاریها در جنبش مشروطه که یک اتفاق ملی است. یک اتفاقی است که بسیار تاثیرگذار بر تاریخ ایران بوده و هیچوقت به آن پرداخته نشده است یا اگر پرداخته شده خیلی کم بوده.
دانشگاه پیام نور در مسجد سلیمان فعالیت میکند و دانشجو میگیرد. شهرداری مسجد سلیمان هم خیلی کار میکند. همین تعاملات بسیار مفید خواهد بود.
اصلا این منطقی به نظر نمیآید و من اصلا موافق نیستم با این نگاه که بعضیها میگویند کسی نمیخواهد مسجد سلیمان ساخته بشود. چه کسی نمیخواهد؟ شما چه کار کردید که کسی جلوی شما را گرفته و گفته «نه شما حق ندارید بسازید».
مسجد سلیمان ویرانه نیست. مسجد سلیمان الان هم دارد زندگی میکند و به قول یارمحمد، شاعر مسجد سلیمانی، اگر از اسب افتاده، ولی از اصل خودش نیفتاده است و گدای کسی هم نیست. مردم مسجد سلیمان نیازی ندارند که من ترحمی به آنها داشته باشم.
اما من وظیفه دارم که برای مسجد سلیمان کاری کنم. چون تعلق به آنجا دارم و مدیونم به آن. در هر رده و مسئولیتی که باشم. سال به سال هم حالا با درصد کم و زیاد به هرحال تلاش میکنم که این توسعه انجام بشود.
اختر قاسمی: یک هموطن غیرمسجد سلیمانی که در دانشگاه مسجد سلیمان تحصیل میکند برای من نوشت که خانم شما آنجا هستید و اطلاعی ندارید از مشکلات شهرتان.
مشکل شهر شما، مشکل مردم شهرتان است با نوع برخورد و تفکرشان و آن هم این است که مردم مسجد سلیمان چون عمدتا بختیاری هستند، هر کسی میگوید که فلانی از طایفه ما نیست و از طایفه دیگری است.
این دوست جوان دانشجو که این را برای من ایمیل زده بود، خیلی ناراحت میگفت من در هیچ جای ایران چنین چیزی را ندیدم. نوشته بود من آرزو میکنم که زودتر از این شهر بروم و اینگونه مشکلات را نبینم و چرا اینقدر قومی و فامیلی و قبیلهای برخورد میشود.
خب آقای خدادادیان خیلی بهتر از من در این مورد کار کردند و اطلاع دارند. تا حدی من به این دوستمان حق میدهم، ولی زمانی که ما در مسجد سلیمان بودیم، من خودم در سال 1361 بود که مسجد سلیمان را ترک کردم، مساله به این صورت نبود و اصلا مساله قومیت که کی از کدام طایفه است، وجود نداشت.
من فکر میکنم بخشی از آن به فشارها و مشکلاتی که به مردم میآید و به عناوین مختلف خودش را نشان میدهد. راست میگوید این جوان، دنیا دارد به سمت یکی شدن میرود و این خیلی خندهدار است که من بگویم فلانی مثلا از طایفه راکی است یا نصیر است یا شهنی است یا بابادی است یا غیره.
باید به مشکلات شهرمان بپردازیم و اینکه توانایی هرکسی در چه چیزی است و چطور میتواند کمک بکند در ساختن مسجد سلیمان و یا ایذه و یا شهری در استان بلوچستان؛ صرفا اینکه مسجد سلیمانی باشیم نیاز نیست.
مساله دیگر که آقای خدادادیان خیلی زیبا اشاره کردند، من هم هدفام این نیست که فقط جسد من به مسجد سلیمان برگشته بشود. هدف من این است که در زمان زنده بودنم، من چه کمکی میتوانم بکنم. هدفام «بیدار کردن» است. هدفام این است که بگوییم چه کار میتوانیم با هم بکنیم. بنشینیم فکر کنیم و راه حل بدهیم. واقعا اگر من روزی برای مسجد سلیمان کاری نکرده باشم، اصلا دلم نمیخواهد که پیکر بیجانم را ببرند آنجا. ضمن اینکه آرزویم این است که به شهرم برگردم.
|
همان طور که تا حال در جریان برگزاری همایش یک صدمین سالگرد پیدایش نفت و بزرگداشت مسجدسلیمان قرار گرفتید برنامه با موفقیت انجام شد. انعکاس مثبت و وسیع مطبوعاتی آن در ایران و خارج از ایران گواه بر این ادعاست. این همایش بدون یاری شما عزیزان امکان پذیر نمی بود و به همین دلیل جا دارد که در اینجا که از تمامی کسانی که از راه دور و نزدیک همکاری داشتند و مرا یاری کردند سپاسگزاری می کنم:
ابتدا از سخنرانان برنامه تشکر می کنم که دعوت مرا پذیرفتند و زحمت کشیدند و همه از راه های دور به همایش پیوستند: آقایان هدایت متین دفتری، محسن مسرت ، مهدی جامی، تورج اتابکی، رضا جعفری و فرشید خدادادیان
از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران ، کارگردانان مستند ساز : ابراهیم فروزش و پژمان آریایی بخاطر فیلم های بچه های نفت و جی پی
هم چنین از وبلاگ نویسانی که در تبلیغ این همایش و جمع آوری عکس ـ فیلم ،خاطره ، شعر و طرح همکاری کردند :
وبلاگ نویسان بخصوص وبلاگ نویسان خوزستانی و مسجدسلیمانی: وبلاگ های: خوربه ، محنت، کیار ش از سرزمین پنج خورشید، واگویه های تنهایی، ایران ـ خوزستان ـ مسجدسلیمان، پایگاه خبری مسجدسلمیان، مای سیتی ام آی اس ، شهر من مسجدسلیمان، عمو لره، فرهاد ناصری کریموند، هالو زال، پژواک خاموش، وبلاگ عبدلرضا رضایی، علی خانمرادی ادبیات من، پیامبر دیوانه ، گدا و فقیر ، آتشکده خاموش و اتاق پالتاکی ایران ـ امسال که همایش را به طور زنده پخش کرد ؛ رسانه ها و سایت های خبری رادیو زمانه ، گویا نیوز ، اخبار روز ، ایران خبر در کانادا، ایران امروز و همچنین در ایران سایت های خبری نفت نیوز، نفت تایمز، نفت پارس، ندای جنوب، روزنامه همشهری ، اعتماد ملی و دیگر سایت ها و رسانه ها تشکر خاص دارم.
از افرادی که در این همایش همکاری کردند: سید علی صالحی، دانش عباسی شهنی، ایرج رضایی، محمد داودی ، ستار سلطانیان، کابنگرو ، سودابه فروتن ، لطفی بابا احمدی، امیر ممبینی، سید محمد مطهر به همراه پدر و پدر بزرگشان ( اخانواده مطهر معرف به سادات قیری که از اولین تاجران فروش قیر قبل از پیدایش نفت در شوشتر ) شهاب میرزایی، شیرین سقایی، یاسمین ایمپرترو، مهین قاسمی ، کبری قاسمی، اسماعیل فرهادیان، مسعود مولازاده، نادر مزکا، حدیث از اهواز ، دانیال کشانی ، کیارش از هلند، مصطفی هروی، مانی پارسا، بیژن روحانی و ......تشکر خاص می کنم.
دوستان دیگری که اگر ذهن من یاری نکرده که نام ببرم پوزش می طلبم.
متن صحبت هایم را در همایش صدمین سال که در سایت رادیو زمانه در بخش گزارش ویژه آمده در زیر می بینید:
http://radiozamaaneh.com/special/2008/05/post_558.html
گزارش جواد طالعی روزنامه نگار مقیم آلمان و مسئول دفتر اروپایی روزنامه شهروند کانادا
http://shahrvand.com/?c=118&a=4472
برای کسانی که دسترسی به سایت رادیو زمانه ندارند متن را در زیر کپی می کنم:
انه > گزارش ويژه > تاریخ > نفت به بهای شکلات
| تاریخ انتشار: ۸ خرداد ۱۳۸۷ | • چاپ کنید |
نفت به بهای شکلات
روز شنبه پنجم خردادماه ۸۷ (۲۶ ماه می ۲۰۰۸) همایش «بزرگداشت صد سالگی نفت در ایران و مسجدسلیمان» در شهر کلن آلمان برگزار شد. در این همایش که به همت اختر قاسمی و گروهی از مسجدسلیمانیهای مقیم اروپا در شهر کلن برگزار شد، جمعی از استادان ایرانی دانشگاههای آلمان و هلند، هنرمندان موسیقی ایرانی، شاعران مسجد سلیمانی، و بیش از ۱۵۰ نفر از علاقهمندان حضور داشتند.
آنچه در ادامه میخوانید، سخنرانی بانی این همایش، خانم اختر قاسمی است که از تاریخچه نفت در مسجد سلیمان میگوید.

همایش صد سالگی نفت (عکس: زمانه)
دوستان گرامی، درود بر شما
از اینکه دعوت مرا پذیرفتید و در همایش یکصدمین سالگرد پیدایش نفت و بزرگداشت تولد مسجدسلیمان شرکت کردید، بسیار خوشوقتم. به سخنرانان و میهمانان که از راههای دور و نزدیک به ما پیوستهاند، خوشآمد میگویم.
امروز گرد هم آمدهایم تا بزرگ بداریم روزی را که با فوران چاه نفت شماره یک مسجدسلیمان، کشور ما سرنوشت دیگری پیدا کرد.
آوازهی وجود نفت و قیر در مسجدسلیمان و فروش آن توسط بازرگانهای شوشتری معروف به «سادات قیری» که به گوش فرانسویها و انگلیسیها رسیده بود، گروههایی را برای کشف نفت به آن دیار فرستادند. بازرگان انگلیسی، ویلیام ناکس دارسی، با سرمایهگذاری خصوصی خود و با همکاری کمپانی نفت برمه به جستجوی نفت در مسجدسلیمان پرداختند.
ویلیام ناکس دارسی، فرستادهی خود، رینولدز را به همراه مهندسان انگلیسی و هندی، روانهی سرزمین کوچنشین بختیاری کرد تا به جستجوی نفت بپردازند. تا چند سال، تلاش آنها به جایی نرسید.
کمپانی نفت برمه، سرخورده از سرمایهگذاری خود به دارسی اطلاع داد که تا پایان آوریل ۱۹۰۸ یعنی ۲۶ روز پیش از پیدا شدن نفت، گروه خود را به همراه وسایل و دستگاههای موجود باز گرداند.
دارسی بی توجه به این مسأله، کار خود را ادامه داد. نامه کمپانی نفت برمه به رینولدز، نماینده دارسی، مستقیماً فرستاده شد. در همین زمان، کارگران و مهندسان چاه شماره یک، متوجه بوی گازی میشوند که از دهانه چاه بیرون میآید.
در کتابهایی که درمورد کشف نفت نوشته شده، آمده: «زمانی که یکی از مهندسان انگلیسی، از شدت گرما در مِی ۱۹۰۸ در سرزمین کوهستانی مسجدسلیمان، بیرون از چادر خوابیده بود، با صدای فوران نفت که سر به آسمان میکشید، در نخستین ساعات بامداد ۲۶ مِی ۱۹۰۸ از خواب میپرد و فریاد میزند به نفت رسیدیم. این در حالی بود که فوران نفت، تمامی پیکر آنها را سیاه کرده بود.
با کشف نفت، تاریخ مسجدسلیمان، ایران و خاورمیانه شکل دیگری به خود میگیرد؛ نقشی پررنگ در آغاز انقلاب صنعتی در ایران. بختیاریها که تا آن زمان در دل طبیعت با چهارپایان خود در سرزمین قشلاقیشان، زندگی ساده و بیآلایشی داشتند، زمینهای خود را از دست میدهند.
با پیدایش نفت و انعقاد قرارداد دولت مرکزی با شرکت نفت انگلیس، ماهانه در واقع حقالسکوت دریافت میکنند. آنها از دل طبیعت بیرون آمدند و به نخستین کارگران صنعتی ایران تبدیل شدند.
انگلیسیها استعمار خود را گسترش میدادند؛ ولی استعمار گاهی برای خدمت به خود، گامهایی برمیدارد که به نفع مردم بومی هم خواهد شد. آنها مسجدسلیمان را به یک شهر با امکانات مدرن اروپایی تبدیل میکنند. سینما ساخته میشود؛ کتابخانه به زبانهای انگلیسی و فارسی دایر میشود؛ مطبوعات انگلیسیزبان وارد شهر میشود؛ بولتن خبری شرکت نفت به فارسی و انگلیسی به شکل روزانه چاپ و در ادارات پخش میشود؛ باشگاههای ورزشی، خانهها و خیابانهایی به شیوه انگلیسی ساخته میشوند. مسجدسلیمان میرود که پرچمدار نوگرایی در ایران شود.
ورود کتابها، نشریات و فیلمهای انگلیسی زبان، جوانان شهر را با فرهنگ و هنر غرب آشنا میکند و این شهر کوچک، نویسندگان، شاعران، پژوهشگران و هنرمندان زیادی را در خود پرورش میدهد. از آن جمله: سید علی صالحی (شاعر و دبیر اول کانون نویسندگان ایران) هرمز علیپور (شاعر) بهرام داوری (طراح و روزنامهنگار) بتول عزیزپور (شاعر) محمدرضا درفشه (ریاضیدان) زندهیاد بهمن علادین (معروف به «مسعود بختیاری»، خواننده و سراینده اشعار بختیاری) و بسیاری دیگر که فهرست کامل نامشان را در بروشور خواهید داشت.
مسجدسلیمان با موقعیت تازهاش، ایران را به سوی صنعتی شدن سوق داد. چرخ بسیاری از کارخانههای مملکت بر گرده این شهر با پیدایش چاه شماره یک و چاههای بعدی چرخید.
هنوز به یاد میآورم کودکیام را که آتش چاه شماره ۳۱۱ مسجدسلیمان، آسمان این شهر را پوشانده بود و مهندسان انگلیسی و ایرانی، ماهها در تکاپوی مهار آن بودند. آن زمان نمیدانستم که این آتش زندگی، سرنوشت ما را در دست دارد.
آن زمان برای من و کودکان همسن و سالم، دود این آتش، شمارش چاهها و بالا رفتن از دکلهای نفت، نوعی وسیله بازی بود. آن زمان، حضور انگلیسیها و دیگر خارجیها برای ما با دید کودکانه به نوعی بخشی از زندگی بود.
به یاد میآورم جویهای آب در مسیر مدرسه را که گاه سیاه بودند و من فکر میکردم که «آب سیاه» هم وجود دارد. بوی قیر و نفت به نوعی، عطر زندگی ما بود و شکل گوگردهای زرد جامد و یا همان سولفور، اسباببازی ما.
زمانی که پنجساله بودم، در راه مدرسه، انگلیسیها با لندروورهای خود با کلاههای گرد، عینک دودی و شلوارکهای کوتاه، ما کودکان را برای دادن شکلات صدا میزدند. درواقع به نوعی، نفت را به بهای تقسیم شکلات بین بچهها استخراج میکردند.
مسجدسلیمان یا پارسوماش باستان، در دوران اخیر، در دهها زمینه، نه تنها در ایران، بلکه در خاورمیانه، نخستین بود. از چاه نفت و گاز خاورمیانه، کارخانه گوگردسازی و تصفیه آب گرفته، تا نخستین نیروگاه برق، لولهکشی، راهآهن، فرودگاه و شبکه تلفن و تلگراف کشور. همچنین نخستین باشگاه گلف بانوان ایران و خاورمیانه، سالنهای نمایشی و آموزشگاه پرستاری.

پوستر نخستین همایش و بزرگداشت صد سالگی نفت مسجد سلیمان
مسجدسلیمان، مادر تمدن نوین ایران، شهر منابع ثروت، شهر آفتاب و شکوفایی و شهری که هیچ کس در آن احساس غربت نمیکرد؛ حتی اگر غریبه بود، امروزه به یکی از تیرهروزترین شهرهای ایران تبدیل شده است.
میخواهم این پرسش را در ذهن شما مطرح کنم که چرا این شهر به این سرنوشت دچار شده؟ مگر دین خود را به میهن و مردمش ادا نکرده بود؟ میخواهم از مسئولان مملکت بپرسم چرا شهری که روزگاری نخستین کارخانه تصفیه آب در ایران و خاورمیانه را داشت، امروز مردمش از آب آشامیدنی محرومند و تنها بین دو تا چهار ساعت در روز به آب آشامیدنی دسترسی دارند؛ در حالی که در دل خود یکی از بزرگترین سدهای ایران را دارد.
پنج ماه پیش زمانی که تصمیم گرفتم برای شهر فراموششدهی مسجدسلیمان، به بهانه صدمین سال پیدایش نفت ایران، بزرگداشتی بگیرم، کسی فکر نمیکرد که برنامه به چنین همایش بزرگی تبدیل شود. با دست خالی و به تنهایی تصمیم گرفتم که این روز را تا جایی که در توان دارم باشکوه برگزار کنم تا توجه مسئولان و دیگر هم میهنان را به این شهر جلب کنم؛ شاید راه حلی برای تولد دوباره آن بیابیم.
ابتدا فراخوانی برای برگزاری این روز و گردآوری عکس، فیلم و اسناد در وبلاگ خود گذاشتم. بازتاب گستردهی آن در داخل و خارج از ایران و سیل نامهها و پیامهای همشهریانم از سراسر جهان با مضمونهای بسیار احساسی مرا چنان دگرگون کرد که احساس میکردم یارای پاسخ دادن ندارم.
لابهلای نوشتههای همشهریانم، اشک شوق و اشک حسرت روزهای خوب مسجدسلیمان را میدیدم و با آنها اشک میریختم. موضوعی که برای من در این مدت قابل توجه بود، عدم رابطه هممیهنان غیرخوزستانی با مسأله نفت بود. در حالی که رابطه هموطنان جنوبی و به ویژه مسجدسلیمانی، با نفت، پر از احساس و خاطره بود.
در این چند ماه به جرأت میتوانم بگویم که بیش از دو هزار ایمیل و نامه دریافت کردهام که از این تعداد، شاید تنها ده درصد از هممیهنان غیرجنوبی بوده. آنها بیشتر بر این باور بودند که «نفت» عامل بدبختی ما بوده؛ ولی من به این نعمت طبیعی، به عنوان یک شانس و اقبال نگاه میکنم. مهم استفاده درست از آن است.
به خود میبالم که این حرکت، دوستان زیادی برای من به ارمغان آورد. بر خلاف استقبال مردم و همکاری آنها، با توجه به مشکلات ارتباطی و پایین بودن سرعت اینترنت در ایران برای فرستادن عکس و فیلم، نهادهای دولتی هیچ گونه همکاری نداشتند.
در این پنج ماه، فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشتم. با بنیادهای ایرانی، آلمانی و انگلیسی تماس گرفتم؛ از شرکت نفت ایران تا بریتیش پترولیوم و نهادهای آلمانی. چندان کمکی صورت نگرفت. شرکت نفت ایران به درخواست من برای در اختیار گذاشتن اسناد، فیلم و عکس، علیرغم دهها بار نامهنگاری و ارتباط تلفنی اعتنایی نکرد.
یکی از مسئولان روابط عمومی شرکت نفت ایران و عضو کمیته برگزاری صد سالگی نفت در ایران، در تماس تلفنی که با او داشتم، به من گفت که اگر از طریق یک نهاد دولتی ایرانی در آلمان اقدام کنم، به درخواست من پاسخ خواهند داد.
بر خلاف میل باطنیام، با رایزنی فرهنگی ایران در برلین تماس گرفتم. آنها هم پس از بارها نامهنگاری و تماس تلفنی، هیچ گونه کمکی نکردند و به من گفتند که شرکت نفت به ما پاسخ نمیدهد.
به شل و بریتیش پترولیوم متوسل شدم. طی نامهای از آنها خواستم تا در برگزاری این روز تاریخی برای شهری که در اقتصاد آنها نقش بسیار تعیین کنندهای داشته، از نظر مالی و در اختیار گذاشتن اسناد و مدارک همکاری کنند.
پس از بارها تماس، از بریتیش پترولیوم پاسخ آمد که ما به چنین برنامههایی کمک نمیکنیم و تنها یک فیلم ۲۰ دقیقهای از کشف نفت ایران در اختیار شما میگذاریم؛ برای عکس هم باید خودتان به بایگانی بریتیش پترولیوم در انگلستان بیایید و بابت هر عکس دو پوند و همچنین بابت مزد کارمند ما، ساعتی ۲۰ پوند بپردازید!
ادامهی این کار را به همکارانشان در آلمان محول کردند. روزها گذشت و کسی از آلمان با من تماس نگرفت. پس از تلفنهای پی در پی به دفاتر بریتیش پترولیوم در آلمان، بالاخره توانستم با یکی از مدیران بریتیش پترولیوم در برلین که خود را مسئول این کار میدانست، صحبت کنم.
ایشان ابتدا گفتند: «این فیلم، ویژهی کاربرد داخلی شرکت ماست و آن را برای نمایش بیرونی نخواهیم فرستاد.» ضمن تعجب از پاسخ مسئول آلمانی، باز هم تماسها را ادامه دادم تا بالاخره راضی شدند فیلم را در صورت رعایت کپیرایت، یعنی عدم فیلمبرداری به هنگام نمایش، در اختیار من بگذارند.
پس از چند روز، دوباره از راه ایمیل، خبر از عدم رضایت برای در اختیار گذاشتن فیلم دادند. حتی تا سه روز پیش، هنوز مطمئن نبودم که آیا بالاخره فیلم را در اختیار ما خواهند گذاشت یا نه؟ پس از چندین تعهد، بالاخره پاسخ مثبت دادند. همین داستان را از بابت عکسها داشتیم.
درخواستهای بسیاری جهت پشیبانی مالی برای بنیادهای آلمانی ارسال کردم؛ از جمله دانشگاه کُلن. ولی متأسفانه همه، درخواست مرا رد کردند و حتی دانشگاه هم به دلیل اینکه خودش در این برنامه نقشی ندارد، حاضر نشد که تالار را به رایگان در اختیار ما بگذارد.
روزها و شبها به فکر راه حل برای تأمین هزینههای این همایش بودم. به رسانههای فارسیزبان فکر کردم و تصمیم گرفتم که از چند رسانه کمک بگیرم که در نهایت، رادیو زمانه در هلند به درخواست من پاسخ مثبت داد. از «زمانه» و مدیریت آن و همکارانش که در مراحل گوناگون کار مرا یاری دادند، سپاسگزارم. همچنین از همهی سخنرانان و اجراکنندگان همایش که نام آنها را در خبرنامه ملاحظه میکنید.
از رسانههای شنیداری، اینترنتی، «به ویژه گویا نیوز» و وبلاگنویسانی که در تبلیغ این برنامه نقش مؤثری داشتند، سپاسگزاری میکنم و هنرمندان و پژوهشگرانی که از آثار آنها در این برنامه استفاده شده است.
امیدوارم که این همایش بتواند برای شناخت نقش و تأثیر شهر تاریخی مسجد سلیمان در اقتصاد و تمدن نوین ایران مؤثر واقع شود.
در همین رابطه:
● صدسالگی نفت و مسجدسلیمان
●نفت، رقص، مسجدسلیمان
●همایش بزرگداشت صد سالگی نفت مسجد سلیمان در کلن
در این مدت اشعار و طرح هایی از هم میهنان در رابطه با نفت و مسجدسلیمان دریافت کردم که هر بار یکی را در وبلاگ خواهم گذاشت.
شعر زیر را هم شهری عزیز آقای ستار سلطانیان سروده :
شهر من مسجد سليمان
قديما
نه مسجد نه سليمان
داشت يك اتشكده
كه خاموش نمود انرا
هارون لارشيد
آمد دوراني ديگر
شعله اش بر افروخت
كس ديگر
ناكس دارسي
نشان گرفت انرا
خورد به ميدان نفتون
و درياهاي نفت
شهر من زاد گاه صنعت شد
زادگاه ثروت شد
و سرازيرش شدند
اهالي لندن و گدار لندر بر سر سفره نفت
شهر من مسجد سليمان
ساخته شد بر روي گنج نفت
بدون آب و علف
روي تپه
پاي دره
ساختند چند محله
مانند لندن
هست از انها هنوز
كمپ كرسنت
اسكاچ كرسنت
خانه ها شيرواني دار
خوش نما با دودكش شومينه ها
در ميان فرشي از گل و چمن
ديوارها از مورد و شمشادها
نامشان بنگله ها
بعضي جاها
ساختند خانه ها
انبوه كنار هم
مانند كندو به رديف در لين ها
با ويز و ويز بچه هاي كارگر ها
در منازلي با نام بيست فوتي ها
كه نيست بجا از آنها
بعضي جاها
مانند حاشيه نشين ها
خانه ها مانند آبادي ها
خشك چين ديوار ها
بي رمق و بي نما
شهر من مسجد سليمان
بازارش نمره يك
در عرضه فرهنگ ها
لچك ها مينا به سر
طره زلفها بدر
دختران ايل
ايل بختياري
كوتاه و پريشان مو
كوتاه دامن شلوارك و تاپ به تن
تين ايجر هاي فرنگي
تك و توك هم با حجاب
چادري
مردمش سرگرم به بازيها
بازي گلف
كنارش پشگل بازي
بيليارد و جوب بازي
اسكواش و بولينگ انطرف قطور بازي
بالماسكه در كنارش توشمال و دستمال بازي
گوناگون از نزاد ها
هندي تكيده چرده رو
در پي صاحبش
مو بور چشم زاغ
نون و آبدار انگليسي
در كنارش ارمني
شهر من مسجد سليمان
بر روي تانكر ها
در راه هاي جنوب رو به شمال
شب آسمانش سرخ از خون سياه
روز در بستر داغ زمين
ام آي اس نقش و نامش
بر اوراق كنسر سيوم
چهره اش گرفته
چرا كنون رهايش
اميد چنين پايان
به دور باد از ايران
شهر من مسجد سليمان
توضیحات:
1) بازار نمره يك مركز اصلي و تجاري شهر مسجد سليمان است كه از پيدايش چاه شماره يك نفت در مجاورت ان پا گرفت و به همين نام معروف بودهاست.
2) چوب بازي. دستمال بازي پشكل به كال .قطور بازي. از بازي هاي بومي و محلي است و توشمال به نوازندگان ساز و دهل عشايري گويند.
3) منازل سازماني 20 فوتي از 2 اتاق تو ذر تو كوچك تشكيل يافته بود و به كارگران رتبه پايين و كم سابقه
كه پخش عمده كارگران بوداند داده مي شد
4) گدار لندر حومه و از توابع شهر مسجد سليمان بودهاست
گزارش روزنامه شهروند ـ جواد طالعی
به همت یک بانوی ایرانی برگزار شد: جشن صدسالگی نفت ایران در دانشگاه کلن
پرفسور محسن مسرت: ثروت نفت، در ایران اقتصادی انگلی آفریده و دولت ها را به جای خدمتگزار به کارفرما و ارباب مردم تبدیل کرده است
ششم خرداد ماه و بیست و ششم می، صد سال از فوران نخستین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان گذشت. رویدادی که زمینه ساز دگرگونی های سیاسی بزرگ در ایران بود، اما در عین حال، به دلیل مصرف نادرست درآمدهای نفتی، در دوران رشد شتابناک صنعتی و تولیدی جهان، رانت خواری را در ایران رواج داد و سبب شد که حکومت ها به اربابان ملت تبدیل شوند.

به مناسبت صدمین سالروز استخراج نفت و پایه ریزی شهر مسجد سلیمان، روز شنبه بیست و چهارم ماه می، با حضور برخی از شخصیت های علمی و دانشگاهی، نمایندگان اعزامی بریتیش پترولیوم و حدود صد و بیست نفر از ایرانیان، همایشی 7 ساعته در دانشگاه کلن برگزار شد.
تلاقی دو برنامه در یک روز و یک محل
مقدمات برگزاری این همایش، از ماه ها پیش، به همت اختر قاسمی عکاس و خبرنگار آزاد مقیم کلن فراهم شده بود. با توجه به اهمیت نفت در حیات سیاسی و اقتصادی ایرانیان، پیش بینی می شد که جمع بزرگتری در این همایش حضور یابند، اما درست در شرایطی که همایش در سالن شماره 2 سالن اصلی دانشگاه کلن جریان داشت، مراسم دیگری برای آشنائی با اندیشه های آرامش دوستدار در سالن فرعی همین ساختمان برپا شد. همین موضوع سبب شد بسیاری از علاقمندان به شرکت در هر دو مراسم، با مشکل انتخاب روبرو شوند.
آقای دوستدار، در آغاز تهیه مقدمات همایش صدسالگی نفت، از سوی خانم اختر قاسمی به عنوان میهمان این برنامه دعوت شد و دعوت دوست دیرینه خود را، با روی باز پذیرفت. اما ظاهرا قرار خود را فراموش کرد و به دوستدارانش امکان داد که در همان روز، همایش موازی را ترتیب دهند.
همایش سالن شماره دو ساختمان اصلی دانشگاه کلن، همزمان با صدسالگی فوران نخستین چاه نفت خاورمیانه، در عین حال، صدمین سالروز ایجاد شهر مسجدسلیمان را نیز، جشن می گرفت. به این دلیل، بخش مهمی از شرکت کنندگان در آن را، مسجدسلیمانی های مقیم اروپا تشکیل می دادند. گروه قابل توجهی از آنان نیز، بازماندگان نخستین نسل بختیاری هائی بودند که با کشف نفت، برای کار به مسجد سلیمان مهاجرت کردند. صدها علاقمند دیگر نیز، در تمام مدت برگزاری همایش، از طریق یک اتاق پالتاکی آن را دنبال می کردند.
گزارشگران رادیو آلمان، بی بی سی آن لاین، رادیو زمانه و چند رسانه ایرانی دیگر، برای تهیه گزارش، در این مراسم حضور داشتند، اما از حضور خبرنگاران آلمانی در آن خبری نبود.
طرح برگزاری همایش، از چندماه پیش، در شبکه جهانی اینترنت، به آگاهی همگان رسیده بود. به گزارش اختر قاسمی، در این فاصله، علاقمندان به موضوع، که بیشترین آن ها مسجدسلیمانی یا خوزستانی بودند، با ارسال حدود دو هزار پست الکترونیکی، از چنین ابتکاری پشتیبانی کردند.
بی اعتنائی مسئولان شرکت نفت
برگزار کننده نشست، در ماه های اخیر، بسیار کوشیده بود که همکاری کنسرن بریتیش پترولیوم و شرکت نفت ایران را جلب کند، اما مکاتبات و تماس هایش با مسئولان شرکت نفت، به بهانه های واهی بی پاسخ ماند و بریتیش پترولیوم، که در واقع جانشین شرکت نفت ایران و انگلیس است، پس از تماس های مکرر و پرهزینه، حاضر شد بخشی از عکس های تاریخی، تعدادی کتاب و یک فیلم نیمه مستند مرتبط با تاریخ صنعت نفت ایران را در اختیار وی قرار دهد، اما از مشارکت در تامین هزینه های نشست، که به گفته خانم قاسمی از 5 هزار یورو فراتر رفت، خودداری ورزید. فیلم نیمه مستند را، یکی از نمایندگان بریتیش پترولیوم در هامبورگ همراه خود به محل همایش آورد و پس از نمایش پس گرفت. وی از برگزارکننده نشست تعهد گرفته بود که از فیلم کپی برداری یا فیلمبرداری نشود.
سفری صد ساله، با عکس و اسلاید
برای گزینش آن بخش از عکس های بریتیش پترولیوم، که با کشف و استخراج نفت در ایران ارتباط مستقیم داشت، مهین قاسمی، خواهر برگزارکننده نشست، ناگزیر شد از هلند به لندن سفر کند. او، با صرف وقت زیاد، عکس های مناسب را برگزید و اسکن کرد. به این ترتیب، دهها تصویر زیبا، در طول برگزاری همایش، به صورت نمایش اسلاید، به تناوب بر پرده بزرگ ظاهر می شد و فضائی خاطره انگیز به همایش می بخشید.
بی توجهی رهبران ایران به سرنوشت مسجدسلیمان

در مراسم گشایش همایش، اختر قاسمی ضمن ارائه گزارشی از روند شکل گرفتن آن، به تاریخچه استخراج نفت در ایران و ایجاد شهر مسجد سلیمان پرداخت. او بر این نکته تاکید ورزید که امروز، شهری که نقشی بنیادی در رشد اقتصادی ایران داشته است، در حال نابودی است و رهبران ایران هیچ توجهی به مشکلات آن، نشان نمی دهند. به گفته وی، کمبود شدید آب آشامیدنی، رکود اقتصادی و بیکاری شدید، بزرگترین این مشکلات هستند.
اما دو روز بعد خبر رسید که وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران، پالایشگاه گاز مسجد سلیمان را افتتاح کرده و وعده داده است که گاز رایگان برای سوخت خانگی در اختیار مردم این شهر قرار گیرد و دولت سهمی از درآمد نفت را بر سر سفره آنان ببرد. این که آیا این وعده تحقق خواهد یافت یا نه، با توجه به فساد حاکم بر ایران روشن نیست، اما راه اندازی پالایشگاه گاز، دست کم می تواند مشکل بیکاری را در مسجد سلیمان اندکی کاهش دهد.
"اوورتور شوشتری" در جمع مسجدسلیمانی ها!
پس از توضیحات برگزار کننده نشست، پژمان اکبرزاده، پیانیست جوان مقیم هلند، قطعه "اوورتور شوشتری" ی مصطفی کسروی را اجرا کرد. او، هنرمند چیره دست، فعال و مبتکری است که می کوشد اجرائی نو و ویژه از آثار پیانیست های معروف ایرانی ارائه دهد. کنسرت چندماه پیش پژمان در هلند از استقبال ایرانیان و اروپائیانشد. در همایش کلن نیز، پژمان، در پایان برنامه کوتاه خود، با تشویق گرم حاضران روبرو شد.
نخستین سخنران رسمی همایش، فرشید خدادادیان، مدرس دانشگاه و پژوهشگری بود که از ایران دعوت شده بود. خدادادیان، با عنوان "مسجد سلیمان، دیروز، امروز و فردا" به کوتاهی سخن راند. او، ضمن اشاره به مشکلات مسجد سلیمان، که در دهه های اخیر از مدار توجه رهبران ایران خارج شده است، به آگاهی جمع رساند که این شهر مهم، با بیش از 120 هزار نفر جمعیت، در حال حاضر، روزانه تنها دو ساعت آب لوله کشی دارد.
خدادادیان، در تماسی که بعدا با وی داشتم، مهاجرت روستائیان به شهر را، یکی از دلایل سکوت مردم مسجد سلیمان در برابر بی عدالتی های موجود دانست و گفت: "روستائیانی که در محل سکونت پیشین خود اصلا آب لوله کشی را نمی شناخته اند، به همین دو ساعت آب سالم هم قانع هستند، پس اعتراض نمی کنند".

هدایت متین دفتری، حقوقدان و نوه دکتر مصدق و پرفسور محسن مسرت استاد دانشگاه اسنابروک آلمان، سخنرانان دیگر همایش بودند. متین دفتری، تاریخچه مبارزات مردم ایران را برای پایان دادن به استیلای انگلستان مرور کرد تا به خلع ید انگلیسی ها و نقش زنده یاد دکتر محمد مصدق در این جنبش رسید.
ثروت نفت: برکت یا آفت؟

پرفسور مسرت، که دیدگاه هایش در زمینه انرژی و محیط زیست در جامعه آلمان از وزن و اعتبار زیادی برخوردار است، زیر عنوان "ثروت نفت: برکت یا آفت" اثرات بهره برداری از نفت را، بر اقتصاد و سیاست ایران، مورد بررسی قرار داد.
عصاره نظر پرفسور مسرت این بود که در نتیجه اتکای ایران به درآمدهای نفتی، دولت به جای آن که پاسخگو و خدمتگزار مردم باشد، به کارفرما و ارباب آنان تبدیل شده است. در عین حال، بخش هائی از جامعه، همواره برای سهیم شدن از درآمدهای نفتی، به خودکامگان می چسبند و از آنان پشتیبانی می کنند.
محسن مسرت، از جمله گفت:" نروژی ها، درآمدهای نفتی خود را به سرمایه ای برای رشد اقتصادی و تضمین آینده خود تبدیل کرده اند، اما کشورهائی مثل ایران، این درآمد را صرف هزینه های جاری می کنند. همین امر سبب بهره مندی گروه های حاکم از ثروت ملی، افزایش حجم پول در گردش، رشد واردات، سرمایه گذاری در مجاری نادرست و در نهایت تشدید تضادها می شود".
بخش نخست همایش، با نمایش فیلم نیمه مستند آرشیو بریتیش پترولیوم همراهی شد. این فیلم، جریان تلاش های بی ثمر نخستین هیئت های اکتشافی انگلستان و صحنه های هیجان انگیز فوران چاه شماره یک مسجد سلیمان را در سحرگاه روز ششم خرداد سال 1287 خورشیدی نشان می داد.
تاریخ صد ساله کار در ایران
بخش دوم همایش، پس از یک استراحت نیم ساعته و بریدن کیک تولد مسجدسلیمان، با قطعه "فانتزی ژیلا"ی جواد معروفی آغاز شد که یاسمین ایمپترو (دختر نیمه ایرانی و نیمه آلمانی اختر قاسمی) آن را با پیانو نواخت. سپس، پروفسور تورج اتابکی و دکتر رضا جعفری درباره طرح پژوهشی یی توضیح دادند که با عنوان "تاریخ صدساله کار در ایران" در هلند در دست تهیه است. آن ها گزارش دادند که در حال حاضر نزدیک به صد هزار کارگر در صنعت نفت ایران مشغول به کارند و هدف طرح پژوهشی، بررسی علمی روند تبدیل "کارورزان" به کارگران در ایران و از جمله در صنعت نفت است. دو پژوهشگر ایرانی، از برگزار کننده همایش درخواست کردند که اسناد، پست های الکترونیکی، عکس ها و خاطراتی را که علاقمندان همایش ظرف ماه های اخیر فرستاده اند، برای بررسی در اختیار آنان قرار دهد.

همایش، با سخنرانی کوتاه مهدی جامی مدیر رادیو زمانه، پخش ویدیوئی سخنان سیدعلی صالحی (شاعر و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران)، موسیقی بختیاری با صدای مهین قاسمی و همنوازی گروه پیوند، و اجرای چند رقص زیبای ایرانی و تاجیکی به وسیله گروه بهار، به پایان رسید.
بخشی از هزینه های برگزاری این همایش را رادیو زمانه، بخشی از آن را چند ایرانی نیک اندیش و کمک های مالی حاضران تامین کرد، اما همه این کمک ها، تنها حدود 60 درصد هزینه ها را پوشاند و بقیه، فعلا روی دست برگزارکننده همایش مانده است!
در لابه لای برنامه ها، چند شعر نیز درباره مسجدسلیمان خوانده شد که بیشتر جنبه احساساتی داشت، نخ نما و سطحی بود و تناسبی با سطح خوب سایر برنامه ها نداشت.
لینک گزارش گویا نیوز به همراه تصاویر زیبای همایش یک صد سالگی نفت و بزرگداشت مسجدسلیمان را در زیر می بینید:
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/05/072191.php
برای کسانی که دسترسی به سایت گویا نیوز ندارند کپی مطلب را هم در اینجا آوردم:
همايش صدمين سال کشف نفت در ايران و بزرگداشت مسجدسليمان، گزارش از آسيا ايرانی، عکس از شيرين سقايی

شنبه ۲۴ می ۲۰۰۸، برابر با سوم خرداد ۱۳۸۷ "همايش صدمين سال کشف نفت در ايران و بزرگداشت مسجدسليمان" در شهر کلن آلمان با حضور و سخنرانی گروهی از صاحب نظران و اجرای برنامه های هنری برگزار شد. گزارش و عکس هايی از اين مراسم را ملاحظه کنيد
شنبه گذشته، ۲۴ می ۲۰۰۸، برابر با سوم خرداد ۱۳۸۷ «همايش صدمين سال کشف نفت در ايران و بزرگداشت مسجدسليمان» (شهر مادر نفت ايران و خاورميانه) در آلمان برگزار شد.
در اين همايش که در دانشگاه کلن برپا شد حدود يکصد و پنجاه نفر شرکت داشتند.
اختر قاسمی، روزنامه نگار عکاس ايرانی ساکن کلن که خود، بزرگ شده مسجدسليمان است اين همايش را سازماندهی کرده بود. وی از چند ماه پيش فراخوانی در وبلاگ شخصی اش، برای گردآوری اسناد مربوط به پيدايش نفت، اعم از عکس، فيلم و خاطره منتشر کرده بود که مورد استقبال ايرانيان قرار گرفت.
همايش در ساعت دو بعد ازظهر آغاز شد و تا ساعت ۹ شب ادامه داشت. ابتدا اختر قاسمی، پس از خوش آمدگويی به مهمانان، با سخنانی کوتاه درباره پيدايش نفت در مسجدسليمان، هدف خود را از برگزاری همايش، ايجاد توجه بيشتر به اين شهر از جانب مسئولان و همچنين مردم ديگر مناطق ايران عنوان کرد. شهری که به گفته او: «روزی مدرن ترين شهر ايران و خاورميانه بوده و اکنون به يکی از تيره روز ترين شهرهای کشور تبديل شده است.»
نخستين بخش برنامه، اجرای «اورتور شوشتری» ساخته مصطفی کسروی، توسط پژمان اکبرزاده، پيانيست ايرانی مقيم هلند بود. پس از آن، نمايش فيلمی بيست دقيقه ای از بايگانی کمپانی نفت بريتانيا (بريتيش پتروليوم) که از دفتر بی.پی. در لندن به امانت گرفته شده بود. اين فيلم که دربرگيرنده تصاويری تاريخی از کشف نفت در مسجد سليمان در سال ۱۹۰۸ است، برای نخستين بار بود که در يک نشست غير داخلی «بريتيش پتروليوم» نمايش داده می شد.
تصاوير و اسناد ارسالی از سوی وبلاگ نويسان و ديگر ايرانيان علاقه مند از سراسر جهان، همراه با عکس هايی از آرشيو بی.پی. به صورت اسلايد در بخش های گوناگون اين همايش، نمايش داده می شد.
نخستين سخنران، فرشيد خداداديان، پژوهشگر تاريخ و مدرس دانشگاه از ايران بود. عنوان سخنرانی او «مسجدسليمان؛ ديروز، امروز، فردا» بود و در آن، ضمن نگاه به پيشينه تاريخی و وضعيت امروز مسجدسليمان، به ارائه راه کاری برای بهبود وضعيت اقتصادی آن شهر با استفاده از سرمايه گذاری در زمينه جهانگردی صنعتی پرداخت.
در ادامه برنامه، لطفی بابااحمدی، شاعر مسجدسليمانی مقيم سوئد، با خواندن سروده خود به نام «مثنوی مسجدسليمان»، گوشه ای از تاريخ آن ديار را به تصوير کشيد که با استقبال حاضران روبرو شد.
هدايت الله متين دفتری، حقوقدان ايرانی مقيم پاريس و نوه دکتر محمد مصدق، سخنران بعدی همايش بود که درباره خلع يد از شرکت نفت انگليس و ايران، و ظلم و ستمی که به دليل حضور استعمار نفت در مناطق نفت خيز جنوب ايران بر مردم آن ديار رفته سخن گفت.
«همايش صدمين سال کشف نفت در ايران و بزرگداشت مسجدسليمان» در حاليکه بصورت پخش مستقيم از اتاق پالتالکی «ايران امسال» پخش می شد، با سخنرانی محسن مسرت، استاد دانشگاه اوزنابورک در آلمان ادامه يافت. سخنرانی او به تاثير نفت بر جنبه های گوناگون اقتصاد، سياست و اجتماع ايران در دوران های مختلف تاريخی تا کنون اختصاص داشت.
«کيک تولد مسجدسليمان» که مزين به نقشه و پرچم ايران و عدد ۱۰۰ به نشانه صد سالگی کشف نفت در ايران و تولد مسجدسليمان بود، در زمان تنفس بين برنامه انجام شد.
حاضران، در مراسم بريدن کيک، آن را به هدايت متين دفتری، به احترام نام محمد مصدق واگذار کردند.
اجرای «فانتزی ژيلا» اثر جواد معروفی، توسط ياسمين ايمپرترو، پيانيست ايرانی-آلمانی، آغازگر بخش دوم برنامه بود.
در ادامه همايش، تورج اتابکی، استاد دانشگاه آمستردام، و رضا جعفری، همکار وی از بنياد بين المللی تاريخ اجتماعی (IISG)، در هلند، پروژه خود در زمينه بررسی تاريخ اجتماعی کار در صنعت نفت ايران را معرفی کردند. اين دو پژوهشگر ايرانی خواستار کمک همه ايرانيان، به ويژه مناطق نفت خيز ايران، در اجرای پروژه شان شدند.
از بين سروده های رسيده به همايش، سه شعر توسط کميته انتخاب اشعار برگزيده و توسط مهين قاسمی خوانده شد.
ارائه قطعاتی از موسيقی بختياری با نی، توسط حميد مشرفی، نوازنده ايرانی مقيم کلن، بخشی ديگر از برنامه بود و در پی آن، مهدی جامی، مدير راديو زمانه و از پشتيبانان اين همايش، به کاربرد «رسانه های خودمانی»، مانند وبلاگ، در ارتباطات نوين اشاره کرد. او وبلاگ اختر قاسمی را نمونه بارزی از توانايی های اين محصول جديد عصر ارتباطات برای ايجاد روابط و انجام کارهای بزرگ دانست.
در جريان برنامه، دو فيلم کوتاه مستند درباره پيدايش نفت در سده بيستم و فيلم «جی پی» به کارگردانی پژمان آريا نيز نمايش داده شد.
سيدعلی صالحی، شاعر مسجدسليمانی مقيم تهران و دبير اول کانون نويسندگان ايران، سخنران ديگر برنامه بود که سخنان خود را به صورت ويديويی برای همايش فرستاده بود. صالحی در اين گفتگوی ويديويی، ضمن اشاره به تاثير صنعت نفت بر فرهنگ بومی مناطق نفت خيز، به شناساندن نمونه هايی از فعاليت های نوی فرهنگی - هنری در مسجدسليمان پرداخت.
در ادامه، مهين قاسمی، همراه با گروه موسيقی «پيوند»، با اجرای ترانه هايی از زنده ياد بهمن علاالدين، خواننده بختياری، ياد او را گرامی داشت که حاضران در همايش را تحت تاثير قرار داد.
پايان بخش «همايش صدمين سال کشف نفت در ايران و بزرگداشت مسجدسليمان» با رقص «گروه بهار» به پايان رسيد.

پخش مستقیم مراسم از طریق پالتاک اتاق ایران ـ امسال

مهدی جامی و محسن مسرت
هدایت متین دفتری و فرشید خدادادیان
هدایت متین دفتری

اختر قاسمی 

یاسمین ایمپرترو
پروفسور تورج اتابکی و دکتر رضا جعفری

دکتر هدایت متین دفتری

فرشید خدادادیان

مهدی جامی

مهین قاسمی

گروه موسیقی پیوند به سرپرستی احمد انوشه


یاسمین ایمپرترو

بهارک بهرام پور

گروه رقص بهار به سرپرستی ناصر بهرام پور

هدایت متین دفتری به هنگام بریدن کیک تولد صد سالگی نفت و مسجدسلیمان

کیک صد سالگی نفت و مسجدسلمیان
افتخار دارم که خبر برگزاری موفقیت آمیز همایش برگزاری یک صدمین سال پیدایش نفت و بزرگداشت تولد مسجدسلیمان را به نقل از رادیو زمانه ، بی بی سی ، دویچه وله به اطلاعتان برسانم تا به زودی گفتنی های دیگر این مراسم را به همراه عکس در وبلاگ برای شما عزیزان منتشر کنم.
با تشکر از همه سخنرانان، مهمانان، شرکت کنندگان برنامه و رادیو زمانه بخاطر همیاری اش
لینک عکس روز رادیو زمانه: نفت، رقص، مسجدسلیمان
گزارش رادیو زمانه:
http://radiozamaaneh.com/news/2008/05/post_5049.html
http://radiozamaaneh.com/special/2008/05/post_554.html
گزارش بی بی سی:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/05/080526_an-aam-oil-masjed-soleiman.shtml
گزارش دویچه وله:
http://www.dw-world.de/dw/0,2142,9995,00.html
گزارش نفت تایمز:
http://www.nafttimes.com/index.php?mod=article&cat=conference&article=2200
برای کسانی که دسترسی به رادیو زمانه، بی بی سی و دویچه وله ندارند کپی مطالب را در زیر می گذارم: لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید:
ادامه مطلب
|

